السيد الخميني
231
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مثلًا آبيارى كنند و به او كِشتى بكنند لكن محدود است انتفاع از آن . آن نهر هم همين طور ، يا آن قطراتى كه اگر [ به صورت قطره ] باشد كه هيچى ؛ اما اگر چنانچه اين نهرها به هم متصل شد و يك سيلى ، رودخانهاى راه انداخت قدرتش زياد مىشود . قطره بود آن وقت ، قبل از اينكه سيل بشود ، آن وقت كه قطره بود قدرتش يك قدرتِ قطرهاى بود كه يك برگ را نمىتوانست تر بكند يا حركت بدهد ، حالا كه اتصال پيدا كرد و يك نهرى از آن ، وجود پيدا كرد ؛ اين حالا به واسطهء اين اتصال قدرت پيدا كرد ؛ يعنى قدرتهاى كوچك جمع شدند ، ضعيف [ ها ] جمع شدند ، وقتى كه با هم شدند يك قدرت واحد پيدا شد كه اين قدرت واحد نسبت به آن قطره به اندازهاى است كه عدد آن قطرات چقدر است . اينها با هم كه مجتمع شدند ، اين ضريب آن قطرات است ؛ و شايد گاهى هم قدرت بيشتر بشود لكن باز يك قدرت محدودى است ، به همين اندازهاى كه يك زمينى را مىتواند [ آبيارى كند ] ، يا اينكه اگر راه بيفتد مىتواند يك جوى كوچكى راه بيندازد ، خاشاكى را حركت بدهد . اگر اين جويهايى كه ، اين نهرهايى كه پيدا شده است از اين قطرات ، با هم اتصال پيدا بكنند و يك سيلى تشكيل بدهند قدرت زياد مىشود كه حالا اين سيل خروشنده مىشود و ممكن است كه بكَند يك درختهايى را ، يك بناهايى را خراب كند با خروش خودش ؛ و اگر اينها همه به هم اتصال پيدا بكنند و اين رودخانهها همه با هم اتصال پيدا كنند [ و ] به شكل يك دريا درآيد ، قدرت بسيار زياد خواهد شد كه يك موجش كشتيها را مىشكند . اين جامعهء ما هم همين طور است . يكى يكى افراد را حساب كنيد ، اگر صد ميليون يكى يكى باشد ؛ يعنى صد ميليونى باشد كه هر كدام خودشانند ، كارى به ديگرى ندارند ، اين صد ميليون جمعيت هيچ كارى از آنها نمىآيد . هر كدام به اندازهء خودش است ؛ اما اتصال چون ندارند كارى از آنها نمىآيد و مثل آن قطرهها مىماند كه يك برگى را نمىتوانست حركت بدهد . يك نفر آدم يك قدرتى دارد اما قدرتش بسيار بسيار محدود است كه بخواهد يك كار اساسى را انجام بدهد ، از او نمىآيد كار انجام بدهد . اگر هم فرض كرديم كه اين يك نفر يك جا يك جمعى با او هم عقيده شدند و با هم در